مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی

به برنامه ریزی چقدر اعتقاد دارید ؟

آیا تا کنون برای خودتان برنامه ریزی کردید ؟

آیا توانسته اید برنامه هایتان را آن طور که دلتان می خواهد پیش ببرید ؟

آیا از نحوه ی درس خواندتان راضی هستید ؟

هیچ فکر کرده اید چه عواملی مانع پیشرفت شما و کدام عوامل باعث عدم نتیجه می شوند ؟

آیا دوستان و آشنایانتان را در برنامه هایتان مد نظر قرار می دهید ؟

آیا اعضای خانواده تان شما را درک می کنند ؟

به نظر خودتان IQ در موفقیت نقش چشمگیری دارد ؟

آیا برنامه ریزی تان به صورت ماهانه است یا هفتگی ؟

آیا بطور معمول از مطالعه لذت می برید؟

چقدر به رشته تحصیلی خودتان علاقه مندید؟

ترجیح می دهید چه هنگام از شبانه روز مطالعه کنید؟

چقدرهنگام درس خواندن تمرکز حواس دارید؟

آیا در دوران امتحان، تندخو و پرخاشگر می شوید؟

آیا برنامه های تفریحی را هم در برنامه ریزیتان می گنجانید؟

هنگامی که با تأخیر به سراغ درس می روید، اعصابتان بهم می ریزد؟

بعد از مطالعه مطلب، از آن خلاصه برداری می کنید؟

آیا از تایمر وساعت استفاده می کنید؟

پس از مطالعه برای رفع خستگی چه می کنید؟

ملاکتان برای پیشرفت در درس خواندن، تعداد صفحات است یا ساعات مطالعه یا …؟

اینها فقط تعداد کمی از سئوالاتی است که لازم است برای برنامه ریزی مدون، به دقت بدان ها پاسخ دهیم و براساس آن برنامه ریزی کنیم.  گاه پیش می آید که با خود تصمیم می گیریم بخوبی درس بخوانیم و با خود عهد می کنیم که مانند افراد موفق، تنها به درس خواندن بپردازیم. چند روزی جو گیر می شویم  و زیاد مطالعه می کنیم؛ اما خیلی زود، یأس و ناامیدی به سرغمان می آید و هرچه تلاش می کنیم؛ دست ودلمان به کتاب خواندن نمی رود. خود را با افراد درس خوان و موفق مقایسه می کنیم  و بیش از پیش افسرده می شویم. با خود می گوییم چگونه بعضی افراد همیشه اینقدر زیاد درس می خوانند؛ اما، ما در ایده آل ترین شرایط، نصف ساعات مطالعه آنها را نیز نمی توانیم داشته باشیم. سپس ناخواسته به این نتجه می رسیم که آن افراد دارای IQ بسیار بالایی هستند و می توانند. ولی ما IQ متوسط و پایینی داریم و هرگز نمی توانیم در مطالعه موفق باشیم! آنگاه دچار یأس مفرط می شویم و به ناچار قید درس خواندن را می زنیم.

اینها همه نتیجه تحلیل های اشتباه ماست. واقعیت چیزی نیست که ما فکر می کنیم. افراد موفق و دارای ساعات مطالعه بالا، رمز موفقیتشان در داشتن چارچوب منظم و برنامه ریزی دقیق برای کارهایشان است. چیزی که اکثراً آنرا از دیگران پنهان می کنند. گاه نیز افرادی را می بینیم که علیرغم داشتن برنامه ریزی خوب، باز ناکام می مانند.

برای کسب موفقیت، برنامه ریزی به تنهایی کافی نیست. عوامل متعددی می بایست در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.

در ابتدا باید هدف را بخوبی برای خودمان روشن کنیم. تعیین هدف موجب انجام برنامه ریزی می شود. داشتن برنامه ای مدون، موجب ایجاد انگیزه در ما می شود؛ و انگیزه داشتن کلید حرکت است تا موفقیت حاصل آید.

در هر کجای این نمودار اگر خللی وارد آید، نتیجه حاصل نمی شود.

نکته کلیدی موضوع در برنامه ریزی است. هر برنامه ای ما را به کمال نمی رساند بلکه گاهاً برنامه ریزی ها انگیزه ما را نیز کم می کند و نهایتاً از بین می برد.

همانطور که کاملاً روشن است؛ هر برنامه ای برای هر فردی متغییر است و نمی توان به افراد مختلف برنامه ای یکسان داد و برای همه نسخه ای واحد تجویز کرد.

برنامه ریزی باید با توجه به روحیات، عادات، خلق و خوی، جنسیت، سن، اعتقادات، پشتکار و …. هر فردی تنظیم شود. در ابتدای شروع کار، باید برنامه ای سبک برای خودمان بریزیم تا به خوبی از پس آن برآییم. سپس به تدریج برنامه را سنگین تر و فشرده تر می کنیم؛ تا آرام آرام به آن برنامه عادت ؛ و در نهایت برنامه نهایی را پیاده کنیم. بهتر است در دوران درس خواندن شخصی وجود داشته باشد تا بر نحوه مطالعه یمان نظارت کند؛ تا هرازگاهی که سستی می کنیم و دچار یأس می شویم؛ با زدن تلنگری ما را به مسیر درست بازگرداند و هدایت کند.

هرگز فراموش نکنیم که یک برنامه ریزی خوب توسط شخصی باتجربه و مطالعه کردن زیر نظر آن شخص، بویژه در برهه های حساس، می تواند در پیمودن پله های ترقی، بیش از پیش ما را مدد کند.